زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و چهل و هفتم

یه روزایی بی دلیل باید گریه کنی  حتی اگه قشنگترین معجزه تو دلت باشه و نباید به خاطر اون گریه کنی یه روزایی هست که باید اشکاتو از عشق زندگیت مخفی کنی که نبینه و حرص نخوره و نگه عزیزم تو الان نیاز به ارامش داری یه روزایی هست که الکی خاطرات بد گذشته ات رو مرور میکنی و اعصاب خودتو بیشتر به هم میریزی یه روزایی که یه هفته بعد از شنیدن خبر مرگ یه نفر بعد از به دنیا اومدن بچش ؛ تازه به خودت میای که نکنه تو هم نتونی پسرت رو ببینی و برا همیشه از کنار عشقت بری این روزها که میاد  همه تقصیرا رو میندازی گردن هورمون های بیخود حاملگی  و کلمه " تو روح هورمون" میبندی به نافشون اما بازم حالت خوب نمیشه دیروز یکی از این...
1 مهر 1394
1